زیبایی ات
زیبایی ات را
در لحظه ای حبس می کنم و
به دیوار می آویزم!
بافه ای از گیسوانت
از قاب بیرون می ریزد!
دوباره می فهمم
نه در عکس
نه در نگاه
نه در روسری
و نه در واژه های این شعر
زیبایی تو
در هیچ قابی
محصور شدنی نیست!
"مصطفی زاهدی"
از کتاب: دست هایش بوی نرگس می داد
شنبه بیست و پنجم مهر ۱۳۹۴ 15:34 | ناصر
|
