icon
❤✖قلبی خسته از تپیدن❤✖














درباره وبلاگ(پست ثابت)
نوشته شده توسط ناصر در ساعت 23:20

شروع به کار وبلاگ از تاریخ۸۹.۷.۴


برای حمايت از این وبلاگ میتونید کد لوگوی ما رو تو وبلاگ خودتون بزارید

دوستان میتونین منو توی یکی از این صفحه ها فالوو کنین




:: برچسب‌ها: وبلاگ عاشقانه قلبی خسته از تپیدن, atrebaroon, blogfa, com, وبلاگ عاشقانه شعر عاشقانه
مردن که همیشه یک‌جور نیست...
نوشته شده توسط ناصر در ساعت 14:19

|http://www.atrebaroon.blogfa.com|عکس های عاشقانه|http://www.atrebaroon.blogfa.com|

 می‌گفت اگر الناز برود من می‌میرم . می‌گفتم باور کن هیچ اتفاقی نمی‌افتد . به پیر ،‌ به پیغمبر کسی نمی‌میرد . بعد تمام شب کنارش می‌نشستم و برایش صغری‌کبری می‌چیدم که یا نمی‌گذاریم الناز برود یا اگر رفت ‌، هیچ اتفاق بزرگی نمی‌افتد .
باز فردا شب که هم را می‌دیدیم ،‌ همان آش بود و همان کاسه . کلی دلیل می آورد که اگر الناز برود ‌، خواهد مرد.بدبخت خواهدشد .آسمان به زمین خواهد آمد.
یک‌روز حوالی ظهر با الناز تماس گرفتم و خواستم که تنهایش نگذارد. گفت نمی شود.گفت ماه‌هاست که تصمیم‌اش را گرفته است و باید رضا را ترک کند. گفتم رضا بدون تو می‌میرد. گفت کسی بخاطر کسی نمی‌میرد. خداحافظ. { با او موافق بودم ، مگر می‌شود کسی بخاطر کسی بمیرد ؟ }
چند ماه بعد از هم جدا شدند. رضا زنده بود و هیچ اتفاق خاصی نیفتاده بود. یک‌سال بعد بالاخره توانستم سر صحبت را با او باز کنم و بگویم که دیدی لاکردار نمردی ؟ فقط چند هفته سر من ِ بی‌چاره را خوردی و نگذاشتی بخوابم. ببین ؟ حالا الناز رفته است و تو هنوز زنده‌ای.
بلند شد و ایستاد جلوی آینه ،‌ دستی به موهایش کشید و گفت :
مردن که همیشه یک‌جور نیست . قرار نیست من نفسم بالا نیاید و تو مرا به خاک بسپاری و بگویی فلانی مُرد. موهایم را می‌بینی ؟ سفید شده‌اند. نفس‌ام یکسال است به سختی بالا می‌آید،چشمانم دیگر کسی را نمی‌بینند و روزگارم سخت ،‌ نفس‌گیر شده است.

هیچ نگفتم. یاد ِ چند سال قبل ِ خودم افتادم . جلوی آینه نگاهی به صورتم انداختم و فهمیدم : مردن که همیشه یک‌جور نیست . خیلی ها مُرده‌اند ،‌ فقط هنوز خبرش جایی نپیچیده است...



:: موضوعات مرتبط: داستان های کوتاه عاشقانه
:: برچسب‌ها: مردن که همیشه یک‌جور نیست, نفسم بالا نیاید, فلانی مُرد, داستان کوتاه عاشقانه
آغوشت
نوشته شده توسط ناصر در ساعت 14:13
|http://www.atrebaroon.blogfa.com|عکس های عاشقانه|http://www.atrebaroon.blogfa.com|

آغوشت را تـــــــنگ تر کن...
حســـــــــادت میکنم به هــــــــــوایی که
میان من وتوست
آغوشت را تنگتر کن....
بـــی مرز میــــــــخواهمت ...



:: موضوعات مرتبط: شعرهاي عاشقانه همراه با عكسهاي عاشقانه، جملات كوتاه عاشقانه
:: برچسب‌ها: آغوشت آغوشت را تـــــــنگ تر کن, حســـــــــادت میکنم به هــــــــــوایی که میان من, بـــی مرز میــــــــخواهمت, دوستت دارم
مهربان رفتی
نوشته شده توسط ناصر در ساعت 14:8
|http://www.atrebaroon.blogfa.com|عکس های عاشقانه|http://www.atrebaroon.blogfa.com|

من سرم درد میکند،
برای “دعواهایی” که با هم “نکردیم”

لعنتی ،
چقدر مهربان رفتی !



:: موضوعات مرتبط: جملات كوتاه عاشقانه
:: برچسب‌ها: من سرم درد میکند, دعواهایی که با هم نکردیم, لعنتی, چقدر مهربان رفتی, شعر رفتن
یه دکمه به همراه یه دنیا خاطره ...
نوشته شده توسط ناصر در ساعت 14:1
|http://www.atrebaroon.blogfa.com|عکس های عاشقانه|http://www.atrebaroon.blogfa.com|


گفت تو چرا تمومش نمی کنی؟ کمی فکر کردم و گفتم می‌خوام ، اما نمی‌تونم . زندگی که بچه بازی نیست. وسط بازی خسته شی بگی من دیگه نیستم. پس چای‌هایی که باهم خوردیم چی؟ قدم هایی که با هم زدیم ؟ حرف‌هایی که تو گوش هم‌دیگه گفتیم ؟ یک‌هو فراموششون کنم و بگم دیگه نیستم؟
گفت تو دیوونه ای. خیلی هم سخت نیست. یکروز صبح که از خواب پاشدی،چمدونت رو بردار رو از خونه بزن بیرون. باور کن راحته.
گفتم کسی که بخواد برای همیشه بره چمدونشو برنمیداره. کسی که چمدون بر میداره یعنی میخواد برگرده. موقتی میره.
گفت پس چی برمیداره؟کل خونه رو؟

گفتم نه.هیچی بر نمیداره. کسی که بخواد برای همیشه بره هیچی همراش برنمیداره. مخصوصا اگه زن باشه.برای مردا یه کتاب یا یه لباس ، فقط یه کتاب یا یه لباسه. برای زنا اما ، یه دکمه میتونه یه دکمه به همراه یه دنیا خاطره باشه



:: موضوعات مرتبط: جملات كوتاه عاشقانه
:: برچسب‌ها: یه دکمه به همراه یه دنیا خاطره, تموم کردن, متن جدایی, جداشدن
جمعه...
نوشته شده توسط ناصر در ساعت 13:54
|http://www.atrebaroon.blogfa.com|عکس های عاشقانه|http://www.atrebaroon.blogfa.com|

جمعه ، پوست کلفت ترین خاطره بازها را هم زمین گیر میکند . من که جای خود دارم ...



:: موضوعات مرتبط: جملات كوتاه عاشقانه
:: برچسب‌ها: جمعه, پوست کلفت ترین, خاطره, عصر جمعه غروب
باران یک شهر...
نوشته شده توسط ناصر در ساعت 13:48
|http://www.atrebaroon.blogfa.com|عکس های عاشقانه|http://www.atrebaroon.blogfa.com|

معاشقه ی ما
به جبر ارتباطی ندارد
هر کجای زمین که دلتنگ شدی
بغض ات را به نزدیکترین درخت برسان
آنوقت
اینجا
تمام باران یک شهر
تنها بر شاخه های من است که می بارد
- روزبه سوهانی -



:: موضوعات مرتبط: شعرهاي عاشقانه همراه با عكسهاي عاشقانه
:: برچسب‌ها: معاشقه ی ما به جبر ارتباطی ندارد, هر کجای زمین که دلتنگ شدی بغض ات را به نزدیکترین د, آنوقت اینجا تمام باران یک شهر تنها بر شاخه های من , شعر
معنی ِ بعضی شعرها...
نوشته شده توسط ناصر در ساعت 13:44
|http://www.atrebaroon.blogfa.com|عکس های عاشقانه|http://www.atrebaroon.blogfa.com|

و من معنی ِ بعضی شعرها را دیـر می فهمم

«که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها»...



:: موضوعات مرتبط: شعرهاي عاشقانه همراه با عكسهاي عاشقانه
:: برچسب‌ها: معنی ِ بعضی شعرها, عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها, شعر, شعرهای عاشقانه
نسیم...
نوشته شده توسط ناصر در ساعت 13:38
|http://www.atrebaroon.blogfa.com|عکس های عاشقانه|http://www.atrebaroon.blogfa.com|

گر چه سر تا پای من مشت غباری بیش نیست

در هوایش چون نسیم از پای ننشینم هنوز

"رهی معیری"



:: موضوعات مرتبط: شعرهاي عاشقانه همراه با عكسهاي عاشقانه
:: برچسب‌ها: گر چه سر تا پای من مشت غباری بیش نیست, در هوایش چون نسیم از پای ننشینم هنوز, شعر, نسیم
غروبی برای تماشا...
نوشته شده توسط ناصر در ساعت 13:33
|http://www.atrebaroon.blogfa.com|عکس های عاشقانه|http://www.atrebaroon.blogfa.com|

وقتِ دلتنگی
فرقی نمی‌کند کجا باشی:
پشتِ پنجره‌ی اتاقی در پاریس
میانِ ازدحامِ خیابانی در تهران
یا روی پُلی معلّق در جنگل‌های اِفریقا.

به‌ هر حال،
حتمن غروبی برای تماشا خواهی یافت



:: موضوعات مرتبط: شعرهاي عاشقانه همراه با عكسهاي عاشقانه
:: برچسب‌ها: دلتنگی, پشتِ پنجره‌ی اتاقی در پاریس, خیابانی در تهران, یا روی پُلی معلّق در جنگل‌های اِفریقا, غروب
شعر های بلند من...
نوشته شده توسط ناصر در ساعت 11:39
|http://www.atrebaroon.blogfa.com|عکس های عاشقانه|http://www.atrebaroon.blogfa.com|

سرت را بلند کن
می خواهم از زندگی بنویسم
که جنگِ همیشه ی چهره ات با تاریخ است
تو کهنه نمی شوی
مثل شبانه ای از شاملو
مثل بداهه ای از شهناز در آواز اصفهان
چشمان تو دو دلیل
برای اینکه زمین هنوز درست می گردد
و دهانت خلاصه ی تمام شعر های بلند من است
تو کهنه نمی شوی
و من
به شکست همیشه ی تاریخ لبخند می زنم .
روزبه سوهانی



:: موضوعات مرتبط: شعرهاي عاشقانه همراه با عكسهاي عاشقانه
:: برچسب‌ها: شعر های بلند من, سرت را بلند کن می خواهم از زندگی بنویسم, که جنگِ همیشه ی چهره ات با تاریخ است تو کهنه نمی ش, مثل شبانه ای از شاملو مثل بداهه ای از شهناز در آوا, چشمان تو دو دلیل برای اینکه زمین






 
 

با کلیک روی +۱ ما را در گوگل محبوب کنید